تب التهاب توقیف مثلث شیشه ای از انجایی شروع شد که رضا رشید پور
تهیه کننده و مجری این برنامه با دعوت از مهمانان سیاسی جناح ها مخالف دولت
و انتقاد صریح ان ها از عملکرد دولت نهم و به چالش کشاندن دولت احمدی نژاد صدای
طرفداران دولت را درآورد.مهمان هایی همچون علی عبدالعلی زاده وزیر مسکن دولت اصلاحات
که با اعلام مسائلی از قبیل گرانی بیش از اندازه مسکن ، تبلیغات دولت نهم و بیان اینکه
"در طول هشت سال ریاست اقای خاتمی قیمت مسکن تنها دو برابر شد ولی در طی این
سه سال ریاست اقای احمدی نژاد قیمت مسکن در تهران به ۵ برابر رسیده است".
خشم دولتی ها را برانگیخت..
انتقادات کارشناسانه علی عبدالعلی زاده در حدی بود که مجری برنامه چندین بار مجبور به
بیان این جمله شد که" برنامه ما بی طرف است و از مسئولین دولت جهت دفاع از سیاسیت
های خود در بخش مسکن دعوت خواهیم کرد که به مثلث شیشه ای بیایند."
پیش از این مهدی کروبی ، محمد هاشمی نیز به این برنامه دعوت شده بودند که اظهارات
ان ها موجب اعتراض طرفداران دولت شده بود.همچنین داود دانش جعفری نیز چندی
پس از برکناری از وزارت اقتصاد به این برنامه دعوت شد که او نیز انتقادات زیادی
از دولت دکتر احمدی نژاد کرد. به تمسخر گرفتن مدیریت علی ابادی معاون اول رییس جمهور
نیز از سوی فیروز کریمی در این برنامه در نوع خود جالب بود ، چنانکه وقتی درباره
مهندس علی ابادی از فیروز کریمی در انتهای برنامه سوال شد ، او این چنین جواب داد:
جناب آقاي عليآبادي مديري بسيار دانا، توانا و هوشمند و موفق در شهرداري تهران بودند!"
رشید پور هم هرچه سعی کرد نتوانست جلوی خنده خود را بگیرد و به نوعی معاون اول
رییس جمهور با این جواب فیروز کریمی و خنده بیش از حد رشید پور تحقیر شد.
حضور علی شمخانی و اظهارات عجیب ایشان در مورد اینکه بنی صدر در جنگ هرگز
خیانت نکرد! بسیار شنیدنی بود. رشید پور پس از بازگشت از سفر خارجه خود در اواسط
خرداد در اولین برنامه کنایه های جالبی به نحوه ازادی در ایران و در الویت بودن یا نبودن
مبارزه با دیش های ماهواره بیان کرد: "برای من جالب بود که اونجا همه ایرونی ها از طریق
ماهواره برنامه مثلث شیشه ای رو می دیدند و از اظهار لطفشون ممنونم." وی همچنین
در ادامه افزود: "خیلی خوبه که اونا میتونستن بدون هیچ مجازاتی برنامه مارو ببینند و
اصلا طرح مبارزه با ماهواره ندارند که بخواد در الویت باشه یا نباشه"! این جمله او کنایه
به سردار رادان بود که در برنامه مثلث شیشه ای در اردیبهشت ماه بیان کرده بود که فعلا
طرح مبارزه با دیش های ماهواره در الویت ما نیست.در سالروز ولادت حضرت فاطمه(س)
با دعوت از بهاره رهنما شبی به یاد ماندنی را برای مثلث شیشه ای رقم زد.
چراکه با ورود دختر ۱۰ ساله بهاره رهنما به روی صحنه،رشید پورهم به او دست داد!
بلافاصله خودش متوجه اشتباه بزرگش مقابل دوربین جمهوری اسلامی شد و با بیان اینکه
این کوچولو ۹ سالش هنوز تموم نشده خود را تبرئه کرد ولی افسوس که فایده ای نداشت ،
چرا که در ابتدای برنامه بهاره رهنما عنوان کرده بود که " من افتخار می کنم که ۱۰ ساله
مادر هستم و خدا این نعمت بزرگش رو از من دریغ نکرده".
اتهامات نشریات وابسته به دولت:
مثلث شیشه ای یا گروهک شیطان پرستی؟!!!
انتقاد های بی اساس روزنامه های دولت هم که در اوایل تیر ماه به اوج خود رسیده بود
بسیار زننده و زشت بود. روزنامه جوان که یکی از حامیان دولت است اتهامات بی پایه و
اساسی را به برنامه مثلث شیشه ای روانه کرد. در یکی از این اتهامات بی شرمانه ، این
روزنامه برنامه مثلث شیشه ای را به دلیل وجود دکوراسیون مثلثی شکل به یکی از
گروه های شیطان پرستی نسبت داد که مثلث و هرم اصلى ترين نمادهاى شيطان پرستان و
فراماسونرهاست!همچنين اين روزنامه نزديک به سپاه پاسداران نوشت: "رنگ قرمز وتركيبش
با زرد از اصلى ترين سمبل هاى اين گروه جعلى است كه در دكور استفاده فراوانى از اين رنگ
ها و تركيبش شده است." روزنامه جوان همچنين نوشته بود: "رنگ قرمز صندلى و ميزمجرى
و ميهمان بسيار شبيه طيف قرمز مورد استفاده در سمبل ها و نمادهاى شيطان پرستان می
باشد." انچنان که این رزونامه نوشته از این پس باید مثلث و منشور را از کتب درسی
کودکان حذف کرد چرا که نماد شیطان پرستیست! و همچنین رنگ زرد و قرمز را باید نجس
اعلام کنیم و نعوذ بالله را در اول اسم پرسپولیس بیاوریم تا حلال شود. کودکان نیز باید توجه
داشته باشند که هنگام کشیدن نقاشی وقبل از استفاده از رنگ های قرمز و زرد
با گفتن ذکر: از رنگ زرد استفاده میکنم قربت الی الله نقاشی خود را حلال کنند.
بله چنین بود که این برنامه سر انجام و همانطور که از دولت ازادی خواه ایران انتظار می رفت
توقیف شد و در انتهای اخرین برنامه رشید پور که پروژه موفق خود را نا تمام می دید به طور
کنایه گفت:"الان مهمترين وظيفهي همهي ما تلاش براي صرفهجويي در مصرف برق است،
چون برنامهي ما خيلي روشن بود، برق زيادي مصرف ميشد".
وبدین ترتیب بود که پرونده مثلث شیشه ای هم با مظلومیت تمام بسته شد. مانند روزنامه
شرق ، یاس نو ، تهران امروز و هزاران سایت خبری ، نشریه و روزنامه دیگر....
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 18:4  توسط مشقاسم
|
حقیقتش اینکه از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون که یک ماه می خوام یه مقاله با موضوع: چالش وضیعت کنونی تهیه کنندگی و تجهیزات تولید برنامه بنویسم از از اونجا که ای همسایه ها به من یاری بدید تا من شوهرداری کنم. خواستم از تمامی شما عزیزان درخواست کمک کنم که اگر درباره این موضوع حرفی و حدیثی منع و ماخد و یا ایده خوبی سراغ دارید به من معرفی کنید تا شاید بتونم این مقاله را بنویسم. پیشاپیش از همتون ممنونم.
در ضمن تصمیم گرفتم بلاگ هام را منسجم تر کنم و از پراکنده کاری در بلاگ ها ی متفاوت جلوگیری کنم و این این به بعد مجموعه نوشته هام را در سه چهارتا بلاگ خلاصه کنم. پس اگر به موضوعات مختلف در یک بلاگ برخورد کردید تعجب نکنید.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:59  توسط مشقاسم
|
چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم!
یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!
توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش میخواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!
برنامهی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب میخوام براتون بخونم، تو اینترنت میگشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!
يه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!
یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه میکنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا میرسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.
یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!
یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ میخواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.
يه خاطره ديگه از عمو پورنگ (يه صداي دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان
همین 5 شنبه بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !!
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:56  توسط مشقاسم
|
چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم!
یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده!
توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش میخواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم!
برنامهی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب میخوام براتون بخونم، تو اینترنت میگشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده!
يه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...!
یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه میکنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا میرسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه.
یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!!
یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ میخواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد.
يه خاطره ديگه از عمو پورنگ (يه صداي دخترونه)
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان
همین 5 شنبه بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !!
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 13:33  توسط مشقاسم
|
والله بابام جان ... دورغ چرا؟ تا قبر آآآ ما یک دوست در غیاث آباد سانفرانسیکو داریم که ما را دعوت به بازی با یلدا کرده است. البت فکر نکنید که یلدا از آن دختر خانم های است که با اسدالله میزا رابطه دارد. نه نه بابام جان. یلدا همین چله زمستان خودمان است. ما یادم می یاد که:
۱- وقتی بچه بودم فکر می کردم ماهی قرمز از شلغم بدست می آید. آخه یه حوض بزرگ داشتیم که توش ماهی قرمز بود و در کنار آن هم یه باغچه بود پر از شلغم
۲- یه روز معلم شیمی درس مربوط به اسامی عناصر را می داد و قضیه جوهر حسن لبه و ... که اسامی این عناصر با نام کاشفان آن یکی است و تا به قضیه نرمالیته رسید که یک دفعه من پرسیدم: آقا نرمال هم دانشمند بود؟؟؟....که جاتان خالی.. یک چک آبدار نوش جان کردیم. (بایرامعلی جان حتما یادش هست)
۳- چند وقت پیش یه اس ام اس خیلی بی تربیتی اشتباها برای یه نفر فرستادم تا یه هفته کرم مغزی که چه عرض کنم خوره مغریم شده بود.
۴- سال دوم دبیرستان یه معلم زبان داشتیم با لحجه غلیظ ترکی. یه روز که می خواست به کله ما فرو کنه که اگر شما کمی درس بخونید من بهتون نمره می دم اینجوری گفت که: دیشب خواب دیدم فرهاد (فرهاد یکی از همکلاسی های ما بود) نوزده گرفته و من بهش بیست دادم.
منم نه گذاشتم نه برداشتم . گفتم: خواب زن چپه.....که کلاس یه دفعه ترکید..... اومد که منو بزنه یه دفعه خودشم خندش گرفت...
۵- اگر دوست دارید به داستان
خودتی سربزنید
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 14:41  توسط مشقاسم
|
والله بابام جان ... دورغ چرا؟ تا قبر آآآ یک روز خودمان بچشم خودمان اژدها را دیدیم ...داشتیم می رفتیم توی راسته غیاث آباد قم...از سر پیچ که رد شدیم یکوقت دیدیم یک اژدها پرید رودررومان و ایستاد. یک حیوانی بود دور از جون فیما بین پلنگ و گاومیش و گاو و اختاپوس و جغد...از قاچ دهنش باندازه سه زرع آتش در می آمد .... دل به دریا زدیم با بیل همچه زدیم تو قاچ دهنش که نفسش بند آمد. یک خرناسی کشید که تمام اهل شهر بیدار شدند.. اما فایده اش چه؟ بابام جان هیچکس نگفت مشقاسم دستت درد نکنه...
+ نوشته شده در شنبه دوم دی 1385ساعت 14:7  توسط مشقاسم
|